خرید بک لینک

همدست اهریمن

هر شب روایت می کند یک شاخه از انجیرها

از من شکایت می کند در یوق و در زنجیرها

ابرام عاشق پیشه ام وز آب زمزم خورده ام

اما کنون افتاده ام در قالب نخجیرها

تقدیر ما را بافتی اما ز عقل انداختی

آیا بود روزی رسم بر دامن تدبیرها ؟

آن دم که در من درد شد پیشانی من سرد شد

این بی گناهی را ببین در گوشه تصویرها

شاید که در دل بشکن رسم فراق از یارها

یا بشکند ای دوستان با همت این تزویرها

انسان ناطق بودن و آدم ز خاک بودن

مقصود دارد از ازل در آیه و تکبیرها

گر بر خود آگه می شوی راز درون را گوش کن

چون می رسد بر ما کنون بس واژه با تفسیرها

با عاشقی دشمن شدی همدست اهریمن شدی

این سیرت شیطان بود لایق بود تکفیرها

باقر رمزی باصر

برچسب: نویسنده: نگار کاظمیان تاريخ: شنبه 6 مرداد 1397 ساعت: 0:40

صفحه بندی