
شیخ و عمامه و منبر
خوشا به حال کلاغ سیاهی که زیر بال و پر است
کزین طاووس رنگاورنگ برتر است
خوشا به حال زمینی که در زیر سنگ
نمی نالد از درد و مانند یک آذر است
عجب دارم از برگها و تاک و درخت
که در باغ و بستان چنین ابتر است
نمی نالم از درد هجر تو ای یار سروش
که شیطان نگوید که مقصد چه یاری گر است
کنار حجر گر نخفتم ز تشویش و بیم نیست
تن من که در آفرینش ز یک ساغر است
برو جمعه بازار مفتی سراغ از زلیخا بگیر
نه از یوسفی که در شنبه بازار گران زرگر است
گر از دل بپرسند که درویشی و گیس چیست ؟
بگویم که صد بهتر از شیخ و عمامه و منبر است
باقر رمزی باصر
برچسب:
نویسنده: نگار کاظمیان