خرید بک لینک

http://s4.picofile.com/file/8170951626/%D8%A2%D8%B0%D8%B1127.jpg

قطراتِ حقیقت

کبوترانِ دلِ بی نام من

محتاج دانه اند

و به هر سو ناامیدانه سرگردانند .

در امتداد شب منتظر روزنه ای از سحر

به زانو نشسته ام ،

تا از باقیمانده ی کشتزار تجلّی و فطرتِ گندمزار ،

خرجین تهی ام را برای دسته ی کفترهای

چاهی بی نشان سماوات ، لبریز کنم .

قطراتِ حقیقت از منقار واقعیّت می چکد

و دهانِ همه را به آب می اندازد .

زمانیکه سایه ی پرستوانِ در حال کوچ را

بر زمین گر اندازه میگیرم ،

تازه به تزلزل اندام نحیفم پی می برم و میلرزم .

شاید این جمعه هم نیامد

و مسئولیت گرسنگان و پابرهنه گانِ ازَلیّت با ما باشد .

بیا دیگر به کاوه سفارش شمشیر ندهیم ،

بیا داس را به دشنه ترجیح دهیم .

بیائید همه با هم کمان ها را بسوزانیم .

امسال شجره ی طیبه

شکوفه ی ثواب داده است .

امسال چشمه ی طراوت ،

بالاتر از قرنهای پیشین است .

بدان که بیابانهای سجود ،

حاصلخیزتر از

آبشارهای نیایش است .

ببین چگونه ایلات حاشیه ی قنوت ،

در رکوع مدام ،

هم بستر آه های سرگردان وداع هستند .

باقر رمزی باصر


برچسب: قطراتِ,حقیقت, نویسنده: نگار کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 23:08

صفحه بندی