خرید بک لینک

آینه-شکسته

عکس و تصویر روزگاری بود که در آینه شکسته... رخ خود کامل میدیدم... روزگاریست... که در آینه کامل، ...

کاپیتان بلاک

تمام اوراق دفتر خاطراتم آئینه اند .

آنقدر بچه های حاشیه ی فرهنگ و آسیب ،

به سوی خاطراتم ،

سنگ پرتاب کرده اند که ،

شکسته ی شکسته ام .

ببین چگونه در آئینه ام ،

هزاران قطعه میشوم .

وقتی به تورق آئینه می نشینم ،

یادم می آید که در نیمه های شب

چگونه از روی چهارپایه ی

تزلزلم برمی خاستم ،

و سیگار برگ تفاخرم را با فندک ،

کاپیتان بلاک ،

روشن میکردم .

یادت هست روزی که ،

خودم را فیلسوفی می پنداشتم که ،

از روزنه ی تنگ وافور ،

بر زمین گر افتاده است .

یادت می آید در مقابلم مردان مخنث ،

حلقه های خود را طاق می زدند ؟؟

این است بساط ،

بسازوبفروش های مادگی .

بیا مرا به فراموشخانه ی ازلی ،

نزدیک گردان تا به اندازه ی ،

آئینه ی کالسکه ای چهار اسب ،

به عقب نگاه کنم .

مرا از گذشته ام بگیر .

مرا به ارزانی خداوند معرفی کن .

من نمی خواهم به یاد بیاورم

پوپک را

عفت را

مریم را

سوسن را

مجنون را

افیون را

و هرکه مرا به یاد قدیم می اندازد .

حتی به اندازه انعکاس دو چشم

حتی . . . .

شکستن آینه

باقر رمزی باصر

برچسب: نویسنده: نگار کاظمیان تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 14:45

صفحه بندی