خرید بک لینک

زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
زهی قدر و زهی بدر،تبارک و تعالی
زهی فر،زهی نور،زهی شر،زهی شور
زهی

ضمیر .................

من که در میخانه ای چون جسم خویش

ساغری دارم که آن لطف خداست

از خود ساغر مهمتر

محتواست

در میان ساغرم ،

رنگ سبز و زیورست

رخصتی خواهم من هنگام سجود

تا بگیرم قطره ای بهر وجود

کفر گویم ، دردی پیمان تویی

چون صراحی گشته لبریز حضور

دل هدایت گشته در محراب زخم

زخم دل گر باز گردد بی بدیل

می زنم چنگی به دامان خلیل

آخر ای معبود تنهای شبم

من که در دل آرزویم رفتن است

گر عنایت کرده ما را باز گیر

از زمین و از زمان و از ضمیر

دیگر از بی لایقی گشتم ملول

لایق موهبتت من نیستم ؟

پس بگو در لامکانت چیستم ؟

چیستم در لایه های منقرض ؟

چیستم در لابه های نیمه شب ؟

چیستم در انعکاس قطره ای ؟

من حبابی بیش نیستم

دست باد آمد مرا هم باد برد

بر نوک خاری رسیدم بی خبر

عمرم آخر شد ز خواری بی ثمر

باقر رمزی باصر

برچسب: ضمیر ناخودآگاه,ضمیر ناخودآگاه چیست,ضمیر چیست,ضمیر مفعولی,ضمیر فرانسوی,ضمیر متکلم وحده,ضمیر های عربی,ضمیر وزنی, نویسنده: نگار کاظمیان تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 2:57

صفحه بندی